فقط براي امتحان
اينم از اون كاراس به خدا. نميدونم چرا چند وقته كه به سرم زده بود يه وبلاگ باز كنم؛ شايد واسة اينه كه اين چندوقت چندتا جالبشو ديدم. اصلاً شايد واسة اين تا حالا اين كارو نكرده بودم كه تا يكي دو ماه پيش هيچ وبلاگي نديده بودم! آره واقعاً نديده بودم. پيش نيومده بود. تازگي يه جورايي اينترنت باز شدم. ولي بيشتر كه فكر ميكنم ميبينم دردم يه چيز ديگس. حالم خرابه! شايد. م
يه جورايي ديگه با پوچي زندگيم حال نميكنم. بازم شايد! خيلي وقت بود كه پوچيم رو دوست داشتم. خيلي وقت يعني مثلاً چهار-پنج سال. پوچي بهم بال پرواز ميداد يه موقعي. دردم الآن اينه كه نگرانم. نگران اينكه زياد وقت ندارم. فكر ميكنم ديگه زياد نميتونم علاف باشم. البته مسلماً هنوز به نظرم علافي خيلي بهتر از چيزاي مزخرفي كه اكثر ملت دنبالشن. الآن به نظرم ديگه وقتي براي تو جوب ريختن ندارم. شايد تازه فرق پوچ بودن و وقت هدر دادن رو فهميدم. مسخرس. م
و اما وبلاگ. گفتم شايد نوشتن يه جورايي منظمم كنه. منظم شدن واسة كسي كه احساس ميكنه وقت نداره خيلي مهمه. حالا چرا نوشتن تو وبلاگ؟ معلومه. واسة اينكه اگه بخوام براي خودم بنويسم، كار از دو روز به سه روز نميكشه. ميشناسم خودمو. بايد براي ديگران بنويسم. بايد احساس مسئوليت كنم كه يه كسايي هستن كه ميان و اين خرت و پرتامو ميخونن. بايد سعي كنم كه هر دفه كه يه سري اين تو ميزنن، يه چيز جديد ببينن. واسة همين نظر شما ها برام خيلي مهمه. خيلي بهم كمكه كه بدونم يه كسايي (شده دو نفر) نوسته هام رو ميخونن. تو رو خدا نيگا كنين به چه فلاكتي افتادم!! كار دنياس ديگه. م
يه جورايي ديگه با پوچي زندگيم حال نميكنم. بازم شايد! خيلي وقت بود كه پوچيم رو دوست داشتم. خيلي وقت يعني مثلاً چهار-پنج سال. پوچي بهم بال پرواز ميداد يه موقعي. دردم الآن اينه كه نگرانم. نگران اينكه زياد وقت ندارم. فكر ميكنم ديگه زياد نميتونم علاف باشم. البته مسلماً هنوز به نظرم علافي خيلي بهتر از چيزاي مزخرفي كه اكثر ملت دنبالشن. الآن به نظرم ديگه وقتي براي تو جوب ريختن ندارم. شايد تازه فرق پوچ بودن و وقت هدر دادن رو فهميدم. مسخرس. م
و اما وبلاگ. گفتم شايد نوشتن يه جورايي منظمم كنه. منظم شدن واسة كسي كه احساس ميكنه وقت نداره خيلي مهمه. حالا چرا نوشتن تو وبلاگ؟ معلومه. واسة اينكه اگه بخوام براي خودم بنويسم، كار از دو روز به سه روز نميكشه. ميشناسم خودمو. بايد براي ديگران بنويسم. بايد احساس مسئوليت كنم كه يه كسايي هستن كه ميان و اين خرت و پرتامو ميخونن. بايد سعي كنم كه هر دفه كه يه سري اين تو ميزنن، يه چيز جديد ببينن. واسة همين نظر شما ها برام خيلي مهمه. خيلي بهم كمكه كه بدونم يه كسايي (شده دو نفر) نوسته هام رو ميخونن. تو رو خدا نيگا كنين به چه فلاكتي افتادم!! كار دنياس ديگه. م
0 Comments:
Post a Comment
<< Home